Articles on this Page
- 05/24/11--05:54:_ابشار نقره اي
- 09/25/11--06:51:_درد دل
- 10/18/11--23:51:_ديروز ديدمش
- 11/19/11--03:00:_شيعه واعمالش(3)
- 12/17/11--05:33:_چه خواهم گفت؟
More Channels
- Feb 24: Twitter / Favorites from...
- Feb 24: Twitter / Favorites from...
- Nov 27: اسیر دست روزگار
- Feb 21: Hush-Hush.com News
- Nov 27: Welcome to the Frontpage
- Nov 27: آهنگ...عکس...مطالب...
- Feb 23: Le guide Meetoyen du...
- Nov 26: Le guide Meetoyen de la ville de...
- Feb 10: وب نوشته های شیفته
- Feb 23: HRLM
- Feb 21: Бюро находок
- Jan 1: 厦华彩电图纸
- Nov 27: Chat
- Nov 27: 力学百科
- Feb 24: OutreachMagazine.com
- Feb 24: Campamento Half-Blood
- Nov 26: Le guide Meetoyen de la ville de...
- Feb 21: Le guide Meetoyen du...
- Nov 26: handsome
- Nov 26: Height Adjustable Office Chairs
- Nov 26: Lesbian Porn Videos
- Nov 26: 泌尿外科技术环境
- Nov 26: International Leadership...
- Feb 18: Компьютеры и...
- Dec 9: Računovodstvo Vitago
- Dec 31: 功率放大器类
- Nov 27: 梅毒
- Nov 27: اخبار سپاهان
- Nov 27: 科研成果
- Nov 27: splashdesign...SPD Web...
- Feb 24: Automobile Manufacturers
- Nov 26: Women's National Cricket League,...
- Nov 26: Le guide Meetoyen de la ville de...
- Nov 26: Le guide Meetoyen de la ville de...
- Nov 26: Le guide Meetoyen de la ville de...
- Nov 26: Le guide Meetoyen de la ville de...
- Nov 26: Le guide Meetoyen de la ville de...
- Nov 26: Le guide Meetoyen de la ville de...
- Dec 25: Haarausfall-infos.biz
- Nov 26: عطر ریحان
- Nov 26: کلک خیال
- Feb 21: Health24
- Nov 26: HenryGoode
- Nov 26: Hotele w Moskwie
- Nov 26: 鼓膜修补
- Nov 26: 酒精肝常识
- Jan 3: خبرگزاری کشاورزی...
- Nov 26: I are Igiot!!
- Nov 26: آمدن ... ماندن
- Nov 27: Специалисты по...
|
|
Are you the publisher? Claim this channel |
|
Channel Description:
Latest Articles in this Channel:
- 05/24/11--05:54: ابشار نقره اي (chan 2810983)
- 10/18/11--23:51: ديروز ديدمش (chan 2810983)
- 11/19/11--03:00: شيعه واعمالش(3) (chan 2810983)
- 12/17/11--05:33: چه خواهم گفت؟ (chan 2810983)
ليوان آب صداي زيباي آبشار نقره اي را با همين گوشهاي تيزم مي شنوم0 گويي که قطره قطره اش برايم حکم يک دريا دارند،صدايشان کردم آمدند وبرايم يک جام از آب گوارا آوردند،گفتم:مگر خودتان تشنه نيستيد گفتند ما سيرابيم،اما تو هنوز رودخانه دلت کوير است،ليوان را گرفتم،نوشيدم آن را،گوارا بود وبه دلم نشست ودر همان لحظه ديدم صدايي دگر نمي شنوم،هر چه نگاه کردم آن همان قطرات آب را نديدم، گفتم خدايا جرا اينگونه مرا تنها گذاردند0 چرا اينگونه سيراب شدم،اما مرا خواب کردند ورفتند،صدايي شنيدم0 به سويش دويدم ورسيدم،آريٍ،آري،اين همان آبشار است ورفتم يک ليوان را در کنار سنگ ريزه هاي آبشار ديدم،دويدم،دويدم،آنقدر که دوباره تشنه شدم اما ديدم نوري کنارم ايستاده ،گفتم که هستي!: گفت:همان کسي که در انتظارش کنار جاده سرنوشت نشسته اي،گفتم من لياقت ندارم،چرا سراغم آمدي،گفت:پاک است دلت،اينگونه مگذار آلوده شوند،گفتم:چگونه،گفت مرا طلب کن،صدايم زن،گفت نمي رسد صدايم به گوشت،گفت رسيده،اما نه با آن لحني که بايد مرا طلب کني،گفتم عشقم را چه کنم،گفت:عاشق باش،اما آنگونه که خودت مي گويي بر سر جاده انتظار منتظرش باش0 اين را گفت:واز جلوي چشمان سياهم محو شد0
***********************************************
عمري است که براي آمدنت بي قرارم0 يابن الزهرا،ببين از فراقت سخت بارانيم0 ببين ثانيه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0 آقا جان!حيف نيست ماه شب چهادره پشت ابرهاي تيره وپاره پاره پنهان بماند،حيف نيست ديده را شوق وصا ل باشد ولي فروغ ديده نباشد0 بيا وقرار دل بيقرارم شو0 بيا وصداقت آينه را به زلال آبي نگاهت پيوند بزن0 بيا تا سر به دامانت بگذارم وعقده هاي چندين ساله ام را باز کنم0 تو که معناي سبز لحظه هايي بيا تو که ترنم الطاف حق تعالي بيا0 بيا که از هجرت چون اسپندي بر آتشم0 يوسف فاطمه!کي طنين دلنواز انا بقيه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر مي نمايد0 کي کعبه به خود مي بالد وزمين بر قامت دلربايت طواف عشق مي گزارد وجان در سعي وصفاي نگاه تو محرم مي شود ومناسک حج وقربان را بجاي مي آورد0 براي آمدنت تمام دلهاي عشاق دنيا را به ضريح چشمهاي قشنگ وعباس گونه ات گره زده ايم ودر مراسم اعتکاف شبهاي فراق براي گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ايم0 آقا جان براي آن لحظه که سبز پوش با پرچم يالثارات الحسين در انتهاي افق غباري بپا مي شود وتو با ذوالفقار حيدر وسوار بر اسب سفيد قصه ها مي آيي لحظه ها را بدست باد مي سپارم0 بگذار صادقانه بگويم که کهانسالترين آرزوي دلم آرزوي وصال توست!آرزويي که براي بدست آوردنش تمام کلافهاي عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خريداران يوسف زهرا(س) قرار داده ام0 نازنينم!تو زيبا ترين دليل براي شبهاي قدر وشب زنده داريهاي مني تو ضياعين ودليل امن يجيب مني 0 آقا جان! مي خواهم برايت قصه بگويم 0 قصه سيب وگندم ومردي که سالهاست در ميان مردم چشمم ايستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشماني که درو ميکنند،قصه باران وسطرهايي که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخيال آمدن تو در باران،قصه هايي که مشق هر شب من است0 کاش مي شد واژه ها را شست وانتظارراتفسير کرد ولي افسوس000 ميداني مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظري سدي از دلواپسي ساخته وقطره قطره انتظار را ذخيره مي کند،آنجا که وجودش چون جرعه اي آب از تشنه اي رفع عطش مي کند آنگاه که مي فرمايد اگر شيعيان ما مرا به اندازه قطره اي آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزديکتر مي شد0 حس مي کنم نزديکي آنقدر نزديک که با آمدن يک نسيم تو را احساس کرد وبوييد0 خوب مي دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را مي شکني وآنگاه زمان وصل وجان نثاري مي رسد0 پس بيا از پس کوچه هاي انتظار ،بيا که شعرهايم بي قافيه مانده اند،بيا که با آمدنت گم ميشود در تبسم تو بغض چندين ساله ام،بيا که غزلهايم مضمون ندارند ومثنوي عشق نا تمام است0 محبوبم!هر روز که ميگذردبيشتر از قبل دلم برايت تنگ مي شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافي بر لوح آن نام تو هگ گرديده وکنون اي بهار عشق!مي ترسم از خزان عمرترسم از نديدن است بگو که تا خزان من آيا فرصت بهار ديدن است؟ يابن الزهرا!"ليت شعري أين استقرت بک النوي"0 کاش ميدانستم که کجا وکي دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0 بنفسي أنت! به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگيني به دوش مي کشم وسکوت ثانيه ها را به ازاي فرياد زمان تحمل مي کنم فقط براي رسيدن به لحظه با شکوه وصا لت0 آقا جان! دروادي انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب مي گردد0 کي مي آيي که قطره ها به دريا بپيوندند؟خيبر گشاي فاطمه(س) کي مي آيي؟ کي مي آيي که کران تا بيکران دلم را برايت چراغاني کنم وچشمانم را فرش قدومت نمايم؟ بيا که بهار بي صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جويبار اشکهايي که هرروز وشب براي فراق تو ريخته مي شوند0 ياس سفيدم!بيا که با ظهورت آيه"والنهار اذا تجلي" تأويل گردد0 بيا که چشمه سار وجودم سخت خشکيده وفرياد العطش برآورده،بيا تا از نرگس چشمانت عطري براي سجاده ام بگيرم0بيا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بيا000 دلم براي ورود هر عشقي غير از عشق تو بن بست است وديده ام جز براي فراق تو نمي بارد0 بيا که هجر توآيه"ان عذابي لشديد" را تفسير مي نمايد0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکي بيا،بيا که سيد علي ماتنهاست وچاهي ندارد که غصه هايش را بااو در ميان بگذارد0 بيا ورأس سبز شاپرکهايي باش که در جستجوي قبر ياس سرگردان کوچه هاي هاشميند0 اي پيدا ترين پنهان من! تا تو بيايي مرواريد چشمانم رابراي سلامتيت صدقه مي دهم وبراي آمدنت روزه سکوت مي گيرم وبا جام وصال تو افطار مي نمايم0 نذر کرده ام که بيايي تا جان شيرين را فرش قدمها يت نمايم0 پس بيا که نذر خود را ادا کنم0 اي آفتاب عمر! تا تو بيايي انتظار را قاب ميکنم وبر لوح دلم مي کوبم0 فرياد را حبس مي کنم وبه سکوت اجازه حضور مي دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر مي کشم وسر به دوش هجران مي نهم وبراي آمدنت دعا مي کنم0 به اميد آنروز هزار وصد وهفتادمين شمع را روشن مي کنيم ومنتظرت مي مانيم0 به خداي کعبه مي سپارمت وسبد سبد نرگس وياس چشم براهي ميکنم0 کاش مي شد که خدا اجازه ظهورت مي داد کاش مي شد که در اين ديار غربت وميان موج غمها به سکوت سرد وسنگين رخصت خاتمه مي داد کاش مي شد جمعه ما شاهد ابروي زيباي تو مي شد ديده نا قابل ما فرش کيسوي تو مي شد کاش مي شد انتظار منتظر بپايان رسد وهوا ميزبان ياسها و نسترنها خاک پاي مهدي زهرا شود کاش مي شد تو هم از انتظار خسته شوي و براي فرج دعا کني کاش مي شد000
من کي ام عبد ز پا افتاده اي /من کي ام عمر خودم کرداده اي /من کي ام دردمانده اي مست غرور/من کي ام جامانده اي از راه دور/من کي ام عبدي جسور و خيره سر /من کي ام بي خانماني دربه در/من کي ام کاسه بدستي تشنه لب/من کي ام کهنه گداي نيمه شب/من کي ام بيگانه اي ديراشنا/من کي ام ديوانه اي عاقل نما/مولا جانم شب جمعه اس با يه عشق وارزويي تنگ غروب اومدم درخونه ات اومدم بگم ميخوام امروزم مهمون حسينت بشم اما بازم لباس ديروزمو الوده من از ديروز غروب تا امروزم نتونستم خودمو حفظ کنم مولا جانم حال بر درگاه تو سر مي نهم بر گناه خود شهادت ميدهم درسته گفتي براکسي از گناهام غيراز خودت دم نزنم ممنوع کردي پرده ام رو برا ديگران بالا بزنم بنده من ابرويي که بهت دادم ديگه خراب نکن هربلايي سر خودت اوردي اوناييکه بين منو تو بوده اگر خودم ميخواستم رسوات ميکردم حالا که من پوشوندم تو خودت رسوا نکن برگرد توبه کن اگر ميخواي برا کسي بگي چيکار کردي وعقده هات خالي بشه بيا در خونه خودم بگوبرا خودم بگو من گوش ميدم اللهم صل علي محمد وال محمد وسمع دعايي اذا دعوتک وسمع الدعايي اذا اديتک منم اومدم باهات حرف بزنم به من گوش بده منم اومدم باهات درد دل کنم منم تحويل بگيرمن درسته بدم اما دوست دارم واقبل علي اذا ناجيتک يعتي وقتي باهات حرف ميزنم روتو برنگردون توجه کن به من فقد عرفت عليک من بسوي توفرار کردم ختم کلام روضه امام حسينه هرجا پرچم حسين باشه پناهگاه منه من به حسين پناه اوردم من به اين روضه پناه اوردم ديدي بابا وقتي ميخواد يه بچه کوچيک رو بزنه بچه ميدونه بابا به کي علاقه داره ميره پشت اون قايم ميشه يعني بابا من اينجا پناه اوردم باباهم ديگه کاري بهش نداره حسين جان من به تو پناه اوردم اقا جانم اري ميخواي عاشورا بخوني پس چرا اول مناجات خوندي حرفامونو با خدا زديم خدا ابرو بده ميخوام بريم کربلا تو کريمي ورحيمي وغفور کن ز تاريکي مرا راهي نور منو ببر کربلا اصلا يادم نبود هستن اينجا کسايي که رفتن کربلا خوش به حالشون انشاا...نصيب ما هم بشه اي رئوف مهربان حي قدير ديگه ميخوام قسمت بدم منو ردم نکني هرچقدرم زمين خوردم حتي بعدها بدونم بازم دستمو ميگيري اي رئوف مهربان جان زهرا وعلي دستم بگير الان نگاه ميکنم اکثرتون زير بيست ساليد مگه تابستون تعطيل نيست هم سناتون ميرن پارک ها،مهمونيها ،...مگه شماها ديوونه ايد اومدين تو تاريکي نشستيد گريه ميکنيد چي جواب داري بدي؟از کوچيکيم تا به حالا يه دوست خوبي داشتم حوونيمو بهتر زندگيمو روي همون دوست خوبم گذاشتم حالا تعريف ميکنه دوستشو مرداي عالمو ببين که مردشن به مولا تموم پيغمبرامون عاشقشن به مولاکيه مگه؟اسمش مقدسش دلو ميلرزونه به قران من چي بگم بهش ميگن حسين جان عشق من حسينه هستي من حسينه تفريح من حسينه اي ميگن يه روز تو کربلا خيمه هاشو اتيش زدن قربون بچه هات که پرو پاشون خوسته بود اقا ديگه بين ديوار و در موهاي مادرت نمي سوخت ميگن يه روز تو کربلا خيمه هاشو سوزوندن با اين اتيش سوزي دل بچه هاشو سوزوندن اخ بميرم برات حسين اقاي خوبم حسين خدارو شکر سر بريده ات رو زود تر از کربلا بردن چرا اينو ميگي؟ اخه اگر سر کربلا بود حتما اتيش سوزي رو ميديد.اخ چه کنم دلم برا بعضي رفقا ميسوزه . حالا ميخوايم عاشورا رو شروع کنيم حالا ميخوايم بريم در خونه حسين زيارت ميکنيم از طرف اموات ، صالحا ، عرفا ، شهدا ، امام ورهبرمون واونايي که هنوز گوشه بيمارستانن واز طرف همه کسايي که التماس دعا گفتن و همه کسايي که به گردنمون حق داره
بسم ا...الرحمن الرحيم السلام عليک يا اباعبدا...السلام عليک يابن الرسول ا...السلام عليک يابن اميرالمومنين و ابن سيد الوصيين اي احمد اي محمد اي مصطفي جا همتون خاليه سرمايه ي محبت زهراست دين من من دين خويش را به دو دنيا نميدهم هرجوري دوس داري ناله کن اما اهل دل نالشون خاموش نميشه مگه اتيش دل زينب خاموش ميشه مگه گريه هاي مهدي فاطمه تموم ميشه اي دل اي دل اي دل گر مهر وماه را به دو دستم بدهند يه ذره از محبت زهرا نميدهم بچه هاي فاطمه سيدا مارو يادتون نره عالم وارسته ايست استاد اخلاقه وقتي اون طلبه که سيد بود مشکلش حل شدبه استاد گفت برا حل اين مشکلم بگيد در قبالش کاري براتون بکنم گفت کاري نميخاد بکني من افتخارمه برا پسراي زهرا خدمت ميکنم اسرار کرد گفت حالا که اينطوره روزي که زهراي مرضيه مياد محشر همه سرشون پايينه سفارش منو به مادرت بکن يه ذره از محبت زهرا نميدهم اگر ملامتم نکنن ميگم دستمو سيدا بگيرن بعد من عاشورا بخونم اخي اخي اخي اخه بچه هاي زهرا رو قيامت نميسوزونن اخه ميگن موهاي مادرتون سوخت راوي ميگه ديدم دامن يه دختر کوچولو اتيش گرفته ديگه مرگ وميرا خيلي ناگهاني شده ارباب جونم نکنه دم مرگم نياي ببين چقدر تو کوچه ها گم شدم تا هياتهارو پيدا کردم هي ميخوام خودمو وصل کنم بگم منم حسينيم خيلي بده ادم يکي رو بخواد هي بره هي کم محلي کنه همه ميگن اگر اقات دوست داره چرا کربلا نميبرمت اگر پسرش مهدي دوست داره چرا خودشو نشونت نميده يه طلبه تو يزد ميگفت اگر اندازه تو برا اقا خونده بودم واقا خودشو نشون نميداد ديگه نميخوندم چي جواب بدم جواب من اينه تو مو مي بيني و پيجش مو يعني چي اگر با ديگرانش بود ليلي چرا جام مرا بشکسته ليلي بخدا يه روزي اين فراق به وصال تبديل ميشه ميگيم اقا جونم خيلي برات گريه کردم خيلي دلم برات تنگ شده
دوس دارم به راه تو محاسنم خوني بشه دوس دارم جون ودلم واسه تو قربوني بشه دوس دارم به راه تو شکافته شه فرق سرم اقا جونم السلام عليک وعلي الرواح التي حلت بفناعک...ما بقيه ... قربونت برم اقا لقد عظمت الرضيه وجلت وعظمت مصيبتک علينا وعلي جميع اهل الاسلام و جلت وعظمت مصيبتک في السماوات علي جميع اهل السماوات و لعن ا..امته اسست اساس ظلم وجور عليکم اهل البيت يه روز مي بينمت کجا داري ميري ميخام ميرم يوسف بخرم هستي من همينه ماکه گوشه حوزه بزرگ نشديم ما که مقدس اردبيلي نميشيم تکليف ما رو روشن کن يه کار بلديم اونم لباس خاکي پوشيدنو سربند يا زهرا بستنو.....که اينم نشد اي خدا اخرش حاجتمو من ميگيرم سربه روي زانوي تومي ميرم اي اي اي و لعن ا...امته قتلتکم ولعن ا...ممهدين لهم بتمکين من قتالکم برات الي ا...وعليکم منهم ومن اشياعهم واتباعهم يا ابا عبدا...اني سلم لمن سالمکم وحرب لهم حاربکم الي يوم قيامه خيليا دنبالت گشتن درسته سراپام پر گناهه اقا جون من بهت مينازم تو هم به من بناز اقا جون ولعن ا...بني اميه قاطبه.....بابا 3 ساله دختر که کتک نداره بگم اينکه قواله فدک نداره هاي اي دل موهاي اون سپيد شدن نداره 3 ساله که شهيد شدن نداره اي اي کشيدن وحشونه نميخواد بابا بابا بابا تا از ناقه افتادم با اينکه دستام زخم شد سريع گرفتم مقنعمويه جوري بستم کسي موهامو نبينه ...يه تارموهامو کسي نديده هاي هاي هاي اخ دختر کوچولو تماشا نداره گرچه همه ميگن بابا نداره بيا بابا تا به همه بگم من .....هاي هاي زخم دل عمه من نمک نميخواد چند دفعه جاي من وبچها کتک خورد بابا چرا نمازو ميخونه نشسته گرچه پهلوي اونم......يا صاحب الزمان ...سيد ابن طاووس به پسرش گفت اگر ميخواي اقا روببيني بگو اقا من فامليتم .....و ولي لمن والاکم وعدولمن عاداکم....تشنه اب فراتم اي اجل مهلت بده
السلام عليک يا ابا عبدا...
اللهم عجل لوليک افرج _ اللهم عجل لولک الفرج_ خدايا همه مارا ببخش وبيامرز_خدايا تا ما را نيامرزيدي از اين دنيا نبر_خدايا همه مريضا بالاخص مريضاي قلبي رو فشا بده _خدايا خواهرم وخونواده اشو که خيلي به گردنشون حق دارم ومن حقير
رومورد لطف وکرم خودشون قرار دادن وخيلي درحقم محبت کردن رو درپناه خودت قرار بده وبهترين زندگي و شيرينترين زندگي رو نصيبشون بگردان _خدايا روزي ما بسيجيهاي در راهت رو شهادت در راهت قرار بده
والسلام عليکم ورحمة ا... وبرکاة
ديروز شيطان را ديدم.در حوالي ميدان،بساطش را پهن کرده بود؛ فريب مي فروخت. مردم دورش جمع شده بودند،هياهو مي کردند و هول مي زدند و بيشترمي خواستند.توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،دروغ و خيانت، جاه طلبي و قدرت.هر کس چيزي مي خريد و درازايش چيزي مي داد.بعضي ها تکه اي از قلبشان را مي دادند و بعضي پاره اي از روحشان را بعضي ها ايمانشان را مي دادند و بعضي آزادگيشان را.شيطان مي خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي داد. حالم را بهم مي زد، دلم مي خواست همه ي نفرتم را توي صورتش تف کنم. انگار ذهنم را خواند،موذيانه خنديد و گفت: من کاري با کسي ندارم فقط گوشه اي بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا مي کنم، نه قيل وقال مي کنم و نه کسي رامجبور مي کنم چيزي از من بخرد ، مي بيني آدم ها خودشان دور من جمع شده اند!جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديکتر آورد و گفت :البته تو با اينها فرق مي کني .تو زيرکي و مؤمن. زيرکي و ايمان آدم را نجات مي دهد. اينها ساده اند وگرسنه به جاي هر چيزي فريب مي خورند از شيطان بدم مي آمد،حرفهايش اما شيرين بود..گذاشتم که حرف بزند و او هي گفت و گفت ساعتها کنار بساطش نشستم.تا اينکه چشمم به جعبه ي عبادت افتاد که لابه لاي چيزهاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم . با خودم گفتم: بگذار يکبار هم شده کسي چيزي از شيطان بدزدد بگذار يکبار هم او فريب بخورد به خانه آمدم و در جعبه ي کوچک عبادت را باز کردم.توي آن اما جز غرور چيزي نبود جعبه ي عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت.فريب خورده بودم دستم را روي قلبم گذاشتم ، نبود فهميدم که آن را کنار بساط شيطان جا گذاشته ام تمام راه را دويدم،تمام راه لعنتش کردم،تمام راه خدا خدا کردم. مي خواستم يقه ي نامردش را بگيرم،عبادت دروغي اش را توي سرش بکوبم وقلبم را پس بگيرم به ميدان رسيدم . شيطان اما نبود آن وقت نشستم و هاي هاي گريه کردم،از ته دل اشکهايم که تمام شد،بلند شدم بلند شدم تا بي دلي ام را با خود ببرم، که صدايي شنيدم صداي قلبم را.... پس همان جا بي اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم
بسم ا...الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليک الفرج والعافيه والنصر وجعلنا .....در اول مجلس دعوت ميکنيم ازصاحب اصلي حضرت مهدي(عج)که مراسم رو باقدمهاي
خودشون منور کردند
داريم کم کم به محرم نزديک ميشيم و مجالسمون وشهرمون ديارمون با پارچه هاي سياه و ....تزئين ميشه وخودمونو کم کم داريم اماده اين
مجالس پر نور ميکنيم اما مسائلي که بايددر اين مجالس تذکر داده بشه و....جووناي شيعه خوب گوش کنيد امام حسين شهيد شد واسه
اينکه دين ونماز روزه و...بمونه ولي متاسفانه يه عده ي محدودي حسين رو درک نکردن من ديدم که ميگم مگه مجالس روضه ما بايد اينطوري
باشه که از اين علم هاي ناجور استفاده ميکنن از اين يه چيز خرافات و....دشمن کاري کرده که افتاديم دنبال اينا که اگر هيئت بيشتر باشه
فلان وما بايد فلان کنيم و....اصل عاشورا رو از دست داديم متاسفانه يه عده اي از روحانيون هم رک نميکنن مگه روضه ومجلس امام حسين
جاي فقط نوحه خوندنه من نميگم مخالم نه ولي جوون مياد متاسفانه درست مسائل دينشو نميشناسه چرا کسي اينارو نميگه توانايي نداره
دربرابر يه بچه سني که بهش ميگه غدير به اين دليل نقضه جواب محکم بده متاسفانه روحانيت دچار کم کاري زياده و بازم متاسفانه محکم
کاري و سخت کار کردن اين سني ها هم از يه طرف ديگه کار رو خراب تر ميکنه نميدونم چطوري بهتون بگم ولي مياد تا ساعت 1 يا 2 بعد نصف
شب روضه صبح هم نمازش قضا ميشه زنگ گوشيش توي محرم اونطوري ميخونه تو ماههاي ديگر سال هم يه جور ديگه حسين مخصوص محرم
نيست .....يادمه يکي از دوستان ميگفت برق چشمان حبيب ديگه هيچ جا نيست ديگه ياري مثل ياران حسين با اون درجه ايمان پيدا نميشه
من حرف ايشون رو قبول دارم اما دليلي برا نقض حرفشم دارم مگه اقا نگفت ياران من کسايي هستند که اگر ارده کنند کوه را جابجا ميکنند اينا نوع ادما ياراي مهدي اند ....ولي کجاست عباس علمدار کجاست علي اصغر امام حسين يعني هيچ علي اکبري پيدا نميشه؟ مهدي فاطمه
313 تا يار نداره؟ به ولاي علي غريب تر از حسين امام زمان مهدي فاطمه است حسين عون وجعفر وقاسم داشت ولي مهدي فاطمه......اون
سني هاي وهابي عربستان رو ببينيد خودشونو عارف جا ميزنن ماي بچه شيعه هم وقت حج هنگام نماز تو بازاريم ميگن کفار رو ببينيد خودشون
يه پا بي دين بي شعورن به ماي شيعه گير ميدن چرا؟ بشينيد يه خورده فکر کنيد رنگ وبوي امام زمان بگيريد انشاا...متاسفانه ما شيعه ها يه
مشکل داريم اينم دوروييه بياييد يه رنگ باشيم کامپيوتر موبايل ماشين و...رو امام زموني کنيم نه فقط براي محرم براي هميشه زندگيمون بعضي
کارامونو کنار بگذاريم تا واقعا شيعه علي باشيم از مطلب اصلي دور نشيم خب حالا به نظرشما امام زمان غريب نيست خداييش تو 24 ساعت
گذشته چقدر فکر امام زمان بودي همون کسي که قراره بياد انتقام خون امام حسينو بگيره همون کسي که قراره انتقام سيلي زهرا رو بگيره
که همين سنيهاي بي شعور احمق همون سيلي رو به فاطمه زدن ..... معني انتظارو بد فهميديم متاسفانه انتظار رو معني کرديم تو دعا ندبه
عمل نيست امام زمون که توقع از سني ها نداره از زردشتيها نداره از بچه شيعه هاي خودش توقع داره دلش به بچه شيعه هاي خودش
خوشه پس بياييد اين محرمي رو با حسين شروعش کنيم وبا حسين بمونيم که وقتي خود اقا مياد تا انتقام خون امام حسين رو بگيره ما هم
يکي از سربازاش باشيم از همگي دوستان بابت نامنظم بودن مطلب وشايد ناگيرا بودن اون کمال شرمندگي و معذرت خواهي رو دارم دليلشم
کمبود وقت و يکم يعني همون لحظه به ذهنم اومد وگفتم شرمنده همگي
********************************************************
1_خيليها تو پيام رسان حيا وتعصب وادبو گذاشتن کنار اسم نميبرم ولي بعضي اقايون وحتي بعضي خانما بي ادب شدن اينجا جاي اين کارانيست يکم ادب وحيا رو رعايت کنن خواهشا
2_بي زحمت کسي منو داداش صدا نکنه چون من به گردن خواهرم حق پيدا ميکنم اصلا هم خوشم نمياد بي زحمت کسي منو به اين لفظ صدا نکنه ممنون
3_اميدوارم همه ازمن راضي باشيد ياحق
********************************************************
خدايا حظهور حضرت مهدي رانزديک بفرما _يه چندتا دعا هم برادوستان خدايا خواهرم وهمسرشو درپناه خودت قرار بده وشيرينترين زندگي رو
بهشون عطا بفرما_خدايا برادرم را که در عيد غدير خم با او عقد اخوت بستم و حسابي هم دوسش دارم رو در پناه لطف و رحمت خودت قرار
بده و عاشقونه ترين زندگي رو به او و همسرش عطا بفرما_خدايا تمام بيماران از جمله بيماران قلبي را شفاي عاجز بفرما_مارا از سربازان امام
زمان قرار بده_شب اول قبر مارا شب
ارامش واسودگي ما قرار بده
والسلام عليکم والرحمه ا...وبرکاته